شايد براي يك گزارشگر مطبوعاتي سختترين كار اين باشد كه بخواهد از يك موضوع تكراري گزارش تهيه كند. به خصوص اگر سوژه گزارش يك سوژه نخ نما و كاملا كليشهاي به نام «كشفرود» باشد. آبياري سبزيها و صيفيجات حاشيه رود تاريخي كشف در مشهد با فاضلاب خام انساني و پسابهاي صنعتي براي گزارشگران و خبرنگاران مشهدي يك سوژه تكراري و صددرصد نخ نماست اما هربار كه به اين منطقه مراجعه كرده و قرار ميشود، گزارش جديدي تهيه كنيم، با ابعاد و زواياي تازهاي روبهرو ميشويم.

در اين ميان اگرچه روزنامهها و خبرگزاريهاي مشهدي در كنار صدا و سيماي مركز خراسان رضوي بارها و بارها از آبياري سبزي و صيفيجات حاشيه كشفرود با فاضلاب خام انساني و پساب صنعتي گزارش تهيه كرده و نسبت به خطرات اين فاجعه زيست محيطي كه كمتر از خطر سيل و زلزله نيست، هشدار داده اما تاكنون هيچ اقدام قاطعي براي برخورد و حذف سبزيها و صيفيجات آلوده مزارع حاشيه كشفرود نشده و 3ميليون جمعيت مشهد و بيش از 20ميليون زائر ايراني و غيرايراني هر ساله سبزي و صيفيجاتي را مصرف ميكنند كه آلوده به مواد خطرناك و ناقل انواع بيماريهاست.
وجود كرم آسكاريس و انگل در سبزي و صيفيجات مزارع حاشيه كشفرود به تاييد كارشناسان مركز بهداشت خراسان رضوي رسيده و به اعتقاد پزشكان انواع سرطانهاي خطرناك مانند سرطان كبد و همچنين بيماريهايي چون فلج اطفال، حصبه، هپاتيت A، كيست انگلي و ... از مهمترين عوارض مصرف سبزي و صيفي مزارع حاشيه كشفرود در مشهد است.
ورود فاضلاب واحدهای آبکاری، قالیشویی، پوست و چرم، پساب واحدهای مختلف و وارد شدن به کشف رود معضلات غیرقابل جبرانی را بوجود آورده است. فاضلاب صنعتی حاصل از فعالیت های شهرک صنعتی توس از تصفیه خانه پرکندآباد، فاضلاب صنعتی واحدهای آبکاری منطقه دهرود، صنایع پوست و چرم همت آباد و واحدهای قالیشویی منطقه التیمور، فاضلاب خانگی تصفیه خانه اولنگ و پرکندآباد، زه آب های کشاورزی حاوی سموم و کودهای شیمیایی و فاضلاب های تصفیه نشده مناطق مختلف مشهد از جمله آلودگی هایی است که به طور غیرقانونی به بستر این رود تخلیه می شود.
فروش پساب آلوده به كشاورزان
امسال هم با نزديك شدن به فصل برداشت محصولات كشاورزي از جمله گوجه فرنگي، خيار، كدو، فلفل و... يكبار ديگر در يك صبح تابستاني در حالي كه عقربههاي ساعت 7:30 صبح را نشان ميدهد به همراه راننده و عكاس روزنامه راهي تصفيه خانه پركندآباد در انتهاي شهرك امام علي(ع) ميشوم.
خيابانها و چهارراههاي شهر را يكي يكي رد ميكنيم تا به شهرك امام علي(ع) ميرسيم. اينجا جاده توس است و ساختمانهاي شيك و آدمهاي اتوكشيده جاي خودرا به خانههاي محقر و آدمهاي زحمت كش ميدهند.
اولين بار نيست كه به اين منطقه ميآيم براي همين است كه منطقه را مثل كف دستم ميشناسم. ماشين از كوچهها و خيابانهاي محروم جاده توس ميگذرد و با آدرسي كه به راننده ميدهم چند دقيقه بعد از پشت تصفيه خانه پركندآباد سر در ميآوريم. آنهايي كه پشت تصفيه خانه پركندآباد رفتهاند، به خوبي ميدانند كه با درياچهاي از پساب تصفيه شده تصفيه خانه پركندآباد روبهرو ميشوندكه براساس اسناد موجود، شركت آب منطقهاي خراسان، اين پساب را به كشاورزان حاشيه كشف رود فروخته است. شايد در نگاه اول فروش اين پساب كه به ظاهر بايد براي آبياري صنوبر استفاده شود. اشكالي نداشته باشد اما وقتي در لابه لاي صحبت با كشاورزان و مشاهدات عيني متوجه ميشوم از اين پساب تصفيه شده براي آبياري سبزي و صيفي نيز استفاده ميشود، حق دارم كه نگران باشم و تعجب كنم. حافظهام را كه مرور ميكنم، ياد صحبتهاي مهندس يوسف علي پزشك كارشناس بهداشت محيط و حرفهاي استان خراسان ميافتم كه اعتقاد داشت؛ اين پساب اگر چه تصفيه شده است اما ميزان آلودگي از حد استاندارد بالاتر است و استفاده از اين پساب براي آبياري سبزي و صيفي حاشيه كشفرود جايز نيست. او به من گفته بود كه برخي از كشاورزان منطقه به بهانه آبياري صنوبر از اين پساب استفاده ميكنند. اما واقعيت اين است كه صنوبر بهانه است و اين پساب براي آبياري سبزي و صيفي استفاده ميشود. پزشك گفته بود كه ما دراين باره حتي به دادستاني هم نامه زدهايم و موضوع را مكتوب اعلام كردهايم صداي موتورهاي پمپ كار گذاشته شده در اطراف درياچه پساب در پشت تصفيه خانه پركندآباد آزاردهنده است. عكاس روزنامه مدام عكس ميگيرد و با اشاره به من ميفهماند كه موتورهاي پمپ گوش او را هم آزار ميدهد. دوباره نگاهي به درياچه پساب مياندازم و اين بار ياد صحبتهاي محمدحسين قادري معاون محيط انساني سازمان حفاظت محيط زيست خراسان رضوي ميافتم كه او هم در صحبتهايي كه با هم داشتيم، اظهار نظر مهندس پزشك را تاييد كرده و گفته بود: آلودگي اين پسابها از حد استاندارد بيشتر است. به گفته او اگرچه صنوبر استفاده خوراكي ندارد اما آبياري اين گياه با پساب تصفيه شده تصفيه خانه پركندآباد نيز داراي اشكال است چراكه گياه قسمتي از اين پساب را جذب ميكند و باقيمانده آن به سفرههاي زيرزميني نفوذ كرده و از آنجايي كه ميزان آلودگي اين پساب بيشتر از حد استاندارد است، ميتواند باعث آلودگي آبهاي زیرسطحي شود.
لولههاي سياه درمزارع كشاورزي
قطعه به قطعه زمينهاي كشاورزي اطراف تصفيه خانه پركندآباد را ميشناسم. حتي به خوبي يادم هست كه سال گذشته در اين مزارع چه محصول كشت ميشد. اينجا امسال نسبت به سال گذشته هيچ فرقي نكرده است.
كشاورزان با آسودگي خاطر به كشاورزي مشغولند. رهگذران رد ميشوند، كارشناسان تصفيهخانه در محل آزمايشگاه مشغول كارند و لولههاي سياه همچون ماري بزرگ از وسط زمينهاي كشاورزي عبور كرده و پسابهاي آلوده پشت تصفيه خانه پركندآباد را به جاي جاي زمين منتقل ميكنند. اينجا هيچ فرقي نكرده يعني هميشه همين طور بوده و انگار قرار نيست؛ هيچ فرقي بكند. تنها فرقش با سال گذشته اين است كه قسمتي از جاده خاكي حاشيه تصفيه خانه پركندآباد آسفالت شده براي همين ديگر قرار نيست؛ ماشين روزنامه را چند كيلومتر پايين تر پارك كرد و بقيه راه را پياده رفت. دوباره نگاهي به مزارع سبزي و صيفي ميكنم اينجا هيچ فرقي نكرده انگار قرار نيست؛ هيچ وقت فرق كند. كدو، گوجهفرنگي، بادمجان، ذرت، فلفل، گندم و انواع سبزي در مزارع حاشيه كشفرود به مرحله برداشت نزديك ميشود. خوب ميدانم كه اين محصولات آلوده به زودي وارد بازار ميشود و سرسفرهها قرار خواهند گرفت. نگاهي به گياهان صيفي ميكنم، انگار شاداب نيستند اينجا هيچ فرقي نكرده است.
ارمغان سرطان
عقربههاي ساعت مدام برروي صفحه گرد به دنبال هم ميدوند و زمان منتظر هيچ كس نميماند. امروز قرار است؛ طول حاشيه كشفرود را برويم ساعت نزديك 9 صبح است كه دوباره حركت ميكنيم، از تصفيه خانه پركندآباد تا تصفيه خانه اولنگ يعني درست طول رودخانه كشفرود. فاصلهاي كه بيش از 50كيلومتر ميشود. راننده دوباره استارت ميزند و هم عرض با كشفرود كه روزگاري رودحياتي مشهد بود اما اكنون بايد براي آن فاتحه خواند، حركت ميكنيم. كشفرود در ميان دره كشفرود خراسان رضوي جاري است اين روخانه از كوههاي هزار مسجد و بينالود سرچشمه ميگيرد طول رودخانه 290كيلومتر است كه پس از ادامه مسير در محل پل خاتون سرخس به رودخانه هريرود ميپيوند و از آنجا به بعد، رودخانه تجن نام گرفته و به سمت تركمنستان ادامه مييابد و در ريگزارهاي تركمنستان فرو ميرود.
فاصلهاي كه اين رودخانه از تصفيه خانه پركندآباد تا تصفيه خانه اولنگ در جاده مياميمجاورت پليس راه سرخس طي ميكند، 42كيلومتر است و ما كه بايد هم عرض اين رودخانه و از محلههاي مختلف مشهد عبور كنيم، پيش تر از 50كيلومتر بايد راه برويم. راننده خيابانهاي مختلف مشهد را رد ميكند تا به «التيمور» ميرسيم. منطقهاي قديميدر مجاورت كشفرود. اينجا هم زمينهاي كشاورزي زيادي به چشم ميخورد عمده محصولي كه در اين منطقه كشت ميشود، نيز سبزي و صيفي است اما اينجا وضعيت تاسف بارتر از هر نقطه ديگري است. فلزات سنگين و حاوي مواد سربي كه به تاييد كارشناسان بهداشت و پزشكان رسيده است وارد اين قسمت از كشفرود ميشود. پساب صنعتي حاصل از فعاليت كارگاههاي قاليشويي، واحدهاي آبكاري، صنايع پوست و چرم و... مستقيم به اين نقطه از كشفرود ميريزد و به گفته كارشناسان پساب حاصل از فعاليت اين كارگاهها و واحدهاي صنعتي حاوي سموم و فلزات سنگين از جمله نيكل و آرسنيك است. در جايي كه ما ايستادهايم، دور تا دور يك زمين كشاورزي صنوبر كشت شده و صداي موتور پمپ كه فاضلاب را براي آبياري صنوبر ميكشد، به گوش ميرسد. آن سوتر اما چند موتور پمپ ديگر به صورت غيرمجاز به چشم ميخورد كه فاضلاب و پساب صنعتي را براي آبياري مزارع سبزي و صيفي از رودخانه بالا ميكشد.
پسابهاي خانگي به كشفرود ميريزد
با ديدن اين صحنهها باز هم تاسفم بيشتر ميشود، وقتي ياد سبزيها و صيفيجات و ميوههاي ميوه فروشي محل ميافتم، ناخودآگاه حالم بد ميشود با خودم قصد ميكنم، ديگر سبزي نخرم. راننده با آدرسي كه به او ميدهم، دوباره حركت ميكند. از التيمور راه جديدي است كه به منطقه گلشهر ميرود. خيابان تازه تاسيس شده را ميرويم تا به گلشهر ميرسيم اينجا هم فقر روايت زندگي مردمانش است. محروميت و كمبود امكانات دراين نقطه از شهر بيداد ميكند. كشفرود از حاشيه گلشهر هم عبور ميكند. اينجا پسابهاي خانگي و آبهاي حاصل از حمام عموميمنطقه به كشفرود ميريزد. بازهم در زمينهاي كشاورزي اطراف گلشهر كشاورزاني را ميبينم كه آسوده در حال كارند. اما وقتي خوب فكر ميكنم متوجه ميشوم؛ كشاورز كه گناهي ندارد. پيرمرد كشاورز كم سواد يا بيسواد كه نميتواند، مثل يك كارشناس محيطزيست يا بهداشت مواد سميفاضلاب را بشناسد و نسبت به خطرات آن آگاه باشد.
دوباره به راه مان ادامه ميدهيم. از انتهاي گلشهر راه ميان بري است كه ما را به سمت روستاي كريمآباد و از آنجا به سمت جاده سرخس و در نهايت به جاده مياميهدايت ميكند. قسمتي از راه خاكي است اما راننده به راه خودش ادامه ميدهد. بعداز چند كليومتر دوباره به جاده آسفالت ميرسيم اينجا جاده ميامياست كه به طور مستقيم به تصفيه خانه اولنگ ميرسد. البته هنوز حدود 12-10كيلومتر ديگر بايد برويم. چند دقيقه بعد به نزديكيهاي تصفيه خانه اولنگ ميرسيم هوا رفته رفته گرمتر ميشود. اينجا در جاده مياميتانكرهاي فاضلاب در حال رفت و برگشت از تصفيه خانه اولنگ اند. تانكرهاي كوچك و بزرگ كه هر كدام از آنها هزاران ليتر فاضلاب خام انساني را در طول شبانه روز در حاشيه كشفرود دراين نقطه از شهر خالي ميكنند. بين خودمان باشد ولي بعضي از اين تانكرها فاضلاب خود را به طور مستقيم در زمينهاي كشاورزي اطراف رها ميكنند. البته فكر نميكنم، كشاورزان از اين موضوع ناراحت باشند چراكه زحمت آنها هم كمتر ميشود. به تصفيه خانه اولنگ كه ميرسيم، در قسمتي از منطقه درست چسبيده به تصفيه خانه با صحن تاسف بار ديگري روبهرو ميشوم. اينجا دريايي از فاضلاب خام انساني است. بوي مشمئز كننده فاضلاب غيرقابل تحمل است. تانكرها يكي يكي فاضلاب خود را خالي ميكنند و ميروند. شنيده بودم هر 3دقيقه يك تانكر حامل فاضلاب حدود 10هزار ليتر فاضلاب را درا ين قسمت از كشفرود خالي ميكند اما تا وقتي با چشم خودم نديده بودم، عمق فاجعه برايم مشخص نبود. اينجا ديگر آخر خط است. تانكرها يكي يكي ميآيند و تخليه ميكنند و ميروند. سوسك، موش، پشه، مگس و حتي حيواناتي مانند سگهاي ولگرد دور تا دور درياي فاضلاب براي خود پرسه ميزنند. عكاس روزنامه ناگهان از بوي مشمئز كننده فاضلاب حالش بد ميشود. دوربين را از او ميگيرم و خودم مشغول عكاسي ميشوم. چند دقيقه بعد عكاس در حالي كه پارچهاي را دور دهانش بسته دوباره ميآيد و دوربين را به او تحويل ميدهم.
براي تخليه بهتر فاضلاب يك سكوي بتني درست كردهاند. تانكرهاي حامل فاضلاب روي اين سكو قرار گرفته و محموله خود را تخليه ميكنند. به طور معمول هر 3 دقيقه يك بار يك تانكر 10هزار ليتري فاضلاب خام انساني كه از منازل شهروندان جمعآوري كرده را در اين نقطه از شهرخالي ميكند. بيش از 15دقيقه از حضورم در اين محل ميگذرد و در اين بين 5 يا6 تانكر فاضلاب را ميبينم كه با خيالي آسوده فاضلابهاي خام انساني را تخليه ميكنند. اينجا واقعا آخر خط است و فكر ميكنم، ميشود؛ نالههاي محيط زيست و طبيعت را شنيد كه در اين نقطه از شهر نفسهاي آخر را ميكشد با ديدن اين صحنهها واقعا تاسف ميخورم. با خودم فكر ميكنم يعني مسئولان مختلف تاكنون اين منطقه را نديده اند. راستي بهتر نيست؛ مسئولان به جاي برگزاري نشست خبري و ايراد سخنراني درباره كشفرود يك بار فقط يك بار از پشت ميزهاي خود تكان خورده و اداره را با ميز و صندلي و كولر گازياش رها كرده و به اين منطقه سري بزنند. ديدن اين صحنهها برايم غيرقابل تحمل است. وقتي به سبزيها و صيفيجاتي كه با اين فاضلاب آبياري خواهند شد، فكر ميكنم، حالم دگرگون ميشود. از اين ميترسم كه روزي كار به جايي برسد كه نتوان كاري كرد. راستي با اين وضع آيا آيندگان ما را خواهند بخشيد؟
عقربههاي ساعت از 12:35 هم رد شده كه آماده برگشت ميشويم از تصفيهخانه اولنگ كه خارج ميشويم دوباره سبزيها و صيفيهاي حاشيه كشفرود در ذهنم خطور ميكند.
|
ساير خدمات
|
آب و هوا
|
آمار بازديد
۱۳۸۹/۶/۱۶اعضا آنلاين : ۴
مهمانان آنلاين : ۱۰
آنلاين كل : ۱۴
بازديد امروز : ۵۷۵۷
بازديد ديروز : ۸۶۶۰
بازديد كل : ۸۰۸۱۸۸
آي پي شما : ۳۸.۱۰۷.۱۹۱.۸۱
|
نظرسنجي
|